تاریخی ،فرهنگی ، اجتماعی ، ادبی

حکیم نظامی گنجوی ، اشعر شعرای ایران و افصح فصحای آذربایجان

امير چهره گشا

نظامی گنجوی یکی از بزرگترین شعرای قرن ششم هجری و به قول زنده یاد محمد علی تربیت « اشعر شعرای ایران و افصح فصحای آذربایجان »1 است که با اثر فنا ناپذیر خود ، خمسه تحولی عظیم در ادبیات ملل همجوار به وجود آورده است. « [وی] نه تنها در شعر قرن معاصر خود ، بل در تاریخ اندیشه ادبی و اجتماعی تمام خلقهای خاور نزدیک و میانه بنیانگذار و راحل شعر حماسی – پسیکولوژی است. او با خلق صحنه های بدیع و آفرینش هنرهای تجسّمی در شعر مانند رسّام ماهری است که سخن را بدانگونه که خواسته به تصویر کشیده و تابلوهای زیبایی ارائه داده است.»2 « خمسه» یا «پنج گنج » او که به راستی پنج گنج خرد و حکمت و عرفان ایرانی است پنج منظومه در پنج وزن متفاوت بوده که نظم و تدوین آن حدود سی سال از عمر شاعر را به خود اختصاص داده است. این پنج گنج که دولت جاوید نظامی را سبب گشته وی را در قلّه ای از شعر و داستانسرایی نشانده که برای شاعران منظومه سرایی که از پس او در پی تقلید آن آثار بر آمده اند ، دست نیافتنی است.3

« نظامی ابو محمد نظام الدین الیاس بن یوسف بن زکی مؤیّد گنجوی » بین سالهای 540-533 ق در گنجه ( گن چای ) ، یکی از شهرهای باستانی آذربایجان، چشم به جهان گشود. « برخی از مستشرقان اروپا ، به استناد چند منبع باز پسین فارسی ، باور آورده اند که یا خود نظامی و یا تبار او از شهر قم بوده اند. رد این تشبثات ، ضرور می نماید.

گویا نظامی در بخش دوم اسکندر نامه از شهر قم یاد می کند. اما چنان که ریو ، خاور شناس انگلیس در یافته است ، این چند بیت بعدها ساخته و به نظامی نسبت داده شده است:

 

         نظامی ز گنجینه بگشای بند                      گرفتاری گنجه تا چند چند

         چو در گرچه در بحر گنجه گمم                ولی از قهستان شهر قمم

        به تفرش دهی هست «تا» نام او(؟)                نظامی از آنجا شده نامجو!

 

اسناد و مدارکی که ما داریم ، اعتراف ریورا تایید می کند. در کهن ترین نسخه ی خطی خمسه ی نظامی هم که در سال 763 ه (1360 م ) استنساخ شده و اکنون در کتابخانه ی ملی پاریس نگه داری می شود ، و من آن را دیده ام ، این بیت ها وجود ندارد. »4  سعید نفیسی نیز در رد این ادعا می نویسد: « اینکه برخی خاندان وی را از توابع قم و از روستای «تا» نزدیک تفرش دانسته اند درست   نیست. »5

 نیای او ، زکی مؤیدالدین مردی فاضل و دانشمند بوده است. از مآخذی که مطالبی پیرامون زندگی نظامی دارند و نیز از آثار خود شاعر چنین استنباط می شود که در کودکی ، پدر و سپس مادر خود را از دست داده و سالها به تنهایی زیسته و به صرافت طبع خود رشد و ترقی کرده است.6 شهر گنجه، زادگاه نظامی در آن زمان از بزرگترین مراکز آذربایجان به حساب می آمد. این شهر در دوران حکومت خاندان شدادیان به پایتخت این خاندان و یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی آن زمان تبدیل شد. نظامی نیز در این شهر متمدن و فرهنگی درس خوانده و با تلاشی پی گیر ، دانش های زمان خود را فرا می گیرد.

در تاریخ ، فلسفه ، منطق ، شعر ، ستاره شناسی ، هیئت ، هندسه ، جغرافیا و فقه سر آمد بود. در هنر معماری و موسیقی و نقاشی نیز تبحر کافی داشت. وی زبانهای ترکی آذری ، فارسی دری ، عربی و گویشهایی نظیر تاتی و پهلوی را به خوبی  میدانست و از این رو می توانست از همة آثار علمی و ادبی دوران باستان و دورة قرون وسطی بهره ور شود.7

از آنجایی که زندگی نامة شاعر ، در زمان حیات خود او نوشته نشده متأسفانه اطلاعات زیادی از زندگی خصوصیش در دست نیست. گفته می شود که وی هیچگاه از زادگاهش دور نشده و فقط یکبار در نزدیکی گنجه با قیزیل ارسلان دیدار کرده است. « نظامی بخاطر همین زهد پیشگی و ریاضت کشی و عزت نفسی که داشت در زمانیکه شعرا [ی] مختلف از اقصا نقاط جهان از خراسان و عراق و ماوراءالنهر به گدایی و کاسه لیسی با هزار مصیبت راه برای ورود به دربار اتابکان آذربایجان می جستند تا با مدح آنها درهم و دیناری بگیرند ، پادشاهان وقت را مجبور می کرد که برای دیدارش به حضور او بیایند و حتی « شکوه زهد » او را نیز نگهدارند و حتی بخاطرش می از مجلس و ساقی از محفل دور کنند و فضای روحانی برای ورودش آماده نمایند. چنانچه استاد گنجه جریان ملاقات خود را که به تمنای قیزیل ارسلان پادشاه آذربایجان با او صورت گرفته بود بدین نحو بیان می کند که روزی قاصدی از راه می رسد و نامه ای از طرف قیزیل ارسلان با مهر قیزیل شاهی بدست او می دهد و می گوید که پادشاه قصد زیارت او را دارد و تا گنجه قدم رنجه کرده تو نیز به پیشواز سلطان باید بروی و او را به یک سفر سی روزه مهیا می کند. نظامی آماده سفر شده و به خدمت قیزیل ارسلان می رود. قیزیل ارسلان در حالیکه مشغول باده گساری بوده و رقاصان  می رقصیدند و نوازندگان غزلهای نظامی را می خواندند با شنیدن خبر آمدن نظامی « شکوه زهد » او را نگهداشته و امر می کند که می از مجلس برگیرند و همه را مرخص کرده با نظامی به خلوت می نشیند. نظامی برای او نصیحت های پدرانه می کند. »8 ماجرای این دیدار را در خسرو و شیرین بدین صورت بیان    می کند :

 

     ... غزلهای نظامی را غزالان                            زده بر زخمهای چنگ نالان

     گرفته ساقیانش باده در دست                        شهنشه خورد می ، بدخواه مست

     چو دادندش خبر کامد نظامی                        فزودش شادیی بر شادکامی

    شکوه زهد من بر من نگه داشت                    نه زان پشمی که زاهد در کله داشت

    بفرمود از میان می برگفتند                            مدارای مرا پی برگرفتند ...

استاد گنجه در عمر خود داغ سه همسر دیده و هر سه نفر را گویا از جان و دل دوست می داشته است. نخستین همسر او کنیزی ترک از اهالی قبچاق به نام آغاپباق یا آفاق بود که پادشاه دربند به او هدیه کرده بود. « او واقعیت عشق را حس کرد ، معنی خوشبختی را فهمید و سرانجام مزّه اندوه را چشید. فرمانروای دربند به نشانة قدرشناسی از شاعر ، کنیزی قبچاقی به نام آفاق برایش فرستاد ، نظامی عاشق وی شد و با او ازدواج کرد. پس از 5 یا 6 سال ، آفاق درگذشت. از او پسر کوچکی با نام محمد به یادگار ماند. شاعر بعدها در داستان های خود با واژه های مهرآمیز و تأثرانگیز با او سخن گفته است. ظاهراً نگرانی نظامی از فرزند او را بر آن می دارد که دوباره زن بگیرد ، اما این زن و زن سوم او نیز در می گذرند.»9

آثار نظامی :

آثار و اشعار نظامی بسیار است که می توان آن را به دو قسمت تقسیم کرد :

1-  دیوان اشعار او که بیست هزار بیت بوده و آنچه از آن باقی است به نام « گنجینة گنجوی » و به همت حسن وحید دستگردی به چاپ رسیده است.

2- پنج مثنوی او به نام « خمسة نظامی » که مشتمل است بر :

الف : مثنوی « مخزان الاسرار » حاوی 2260 بیت که در حدود سال 570 ق به نام فخرالدین بهرامشاه بن داود پادشاه ارزنگان به نظم درآورده و از امّهات مثنوی های فارسی و مشتمل بر مواعظ و حکم در بیست مقاله است.

ب : منظومة « خسرو و شیرین » حاوی 6500 بیت ، به نام اتابک شمس الدین محمد جهان پهلوان بن ایلدگز. این مثنوی در سال 576 ق به پایان رسیده و شرح عشق خسرو پرویز پادشاه ساسانی به کنیزک ارمنی اش شیرین است.

ج : منظومة « لیلی و مجنون » حاوی 4700 بیت ، به نام شروانشاه ابوالمظفر اخستان بن منوچهر. این مثنوی در سال 588ق به پایان رسید و داستان عشق غم انگیز مجنون به لیلی است. این داستان ، از داستان های قدیم عرب بوده و نظامی در ابداع اصل آن مبتکر نبوده است اما خود هنگام نظم ، در آن تصرفات بسیار کرده است.

د : مثنوی « هفت پیکر » یا « بهرام نامه » یا « هفت گنبد » به نام علاءالدین کرپ ارسلان پادشاه رویین دژ ( دژی در اطراف عجب شیر ) ، حاوی 5136  بیت که در سال 593ق ساخته شده است. این منظومه راجع به بهرام گور است که از قصص معروف دورة ساسانی محسوب می شود.

ه : مثنوی « اسکندر نامه » حاوی 10500 بیت و شامل دو قسمت است که نظامی قسمت نخستین را « شرفنامه » و دومین را « اقبالنامه » نامیده است. تاریخ ختم اسکندرنامه بعد از سال 607 ق است و گویا نظامی در آن دو سه بار تجدید نظر کرده است.10 نظامی ضمن تأثیر در ادبیات عامیانه خود نیز در آثارش از فولکلور ، ادبیات و ضرب المثل های مردمی بهره گرفته و همین امر به آثار ادبی او زندگی جاودانی بخشیده است. توجه و علاقه این شاعر موحد مسلمان ایرانی به موطن خود آذربایجان به ویژه گنجه موجب شده که ضمن الهام گرفتن از طبیعت زیبا و محیط زندگی و فولکلور و ادبیات مردمی بسیاری از واژه های ترکی آذربایجانی را عیناً در اشعار خود به کار برد و بسیاری از تعبیرات و ضرب المثل های ترکی را به فارسی برگرداند. به عنوان مثال در ابیات زیر به چند نمونه از صدها بیت موجود در اشعارش اشاره می شود :

                                           دام نی ای دانه فشانی مکن 

                                          با چو منی مرغ زبانی مکن

در ترکی وقتی بخواهند با چرب زبانی کسی را مجاب و یا از موضوع منحرف کنند می گویند  « قوش دیلی اوخور »

                                          به افسون از دل خود رست نتوان

                                          که دزد خانه را در بست نتوان

مصرع دوم ترجمة این ضرب المثل ترکی است :  « ائو اوغروسونو توتماق اولماز »

                                         بیا تا کج نشینم راست گویم

                                         چه خواریها کزو نامد برویم

مصرع اول بیت بالا ترجمة ضرب المثل«گل ایری اوتوراق دوز دانیشاق» می باشد.

                                         نبینی مرغ چون بی وقت خواند

                                         بجای پرفشانی سرفشاند

در بیت فوق نیز مفهوم ضرب المثل « واقتسیز بانلایان خوروزون باشینی کسرلر » به فارسی بیان شده است. علاوه بر این ضرب المثل های ترکی به کار رفته در اشعار فارسی نظامی ، وی با برخی از واژه ها از جمله کلمه ترک با محبت و ستایش برخورد می کند. در ادبیات ایران ، « ترک » به معنی زیبا به کار رفته ، مثلاً حافظ در غزل خود از « ترک شیرازی » صحبت می کند :

                            گر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

                            بخال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

در اینجا غرض از ترک شیرازی زیبای شیرازی است. با اینحال نظامی واژه ترک را در اشعارش بسیار به کار برده و آن را گاهی به معنای حقیقی ( زیبا ) و در بسیاری موارد در معنای مجازی پاکی ، زیبایی ، بلندی ، عادل ، دانا ، دلبر و جنگاور و سمبل قوت و قهرمانی به کار برده است. شاعر در موارد بسیاری به جای دلبر واژة ترک را به کار می برد و می گوید : « ترک دلستان » ، « ترک طناز » ،  « ترک نازنین اندام ». وقتی از چشم زیبا سخن می گوید « چشم ترکی » به کار  می برد و او را در برابر چشم آهو قرار می دهد. در اسلوب نظامی که مجاز در آن بسیار به کار رفته ترکی سمبل قوت و قهرمانی است. مثلاً در جنگ خسرو و بهرام کـه هـر دو سـرداران ایرانـی هستنـد اگـر چـه ارتش خسـرو رومـی و ارتش بهـرام  ایرانیان اند ، ولی هنگام تصویر جنگ و ستیز می گوید در جنگ میان این ترکان از بانک کرنای ، شیپور ترکی صدای ترکان گرفته بود :

                                         فرو بسته در آن غوغای ترکان

                                         ز بانگ نای ترکی نای ترکی

و هزاران مثال دیگر که همگی به ترک به دید احترام ، کاردانی ، عقل ، تدبیر ، ارادة قهرمان و ... نگریسته شده است. اگر حمل بر مبالغه نشود در شعر نظامی « ترک » سمبل همة تعالی مادی و معنوی است. او آفتاب است که از دریای چین طلوع کرده و کوهساران را روشن می سازد.

                                         دگر روز کین ترک سلطان شکوه

                                         ز دریای چین کوهه بر زد بکوه

در نظر نظامی دولت ایده آل بر پایة عدل استوار است و دولت ترکان مسلمان نمونه ای از آن به شمار می رود :

                                         پیر زنی را ستمی در گرفت

                                         دست زد و دامن سنجر گرفت

                                         دولت ترکان که بلندی گرفت

                                         مملکت از داد پسندی گرفت

                                         چونکه تو بیدادگری پروری

                                         ترک نه ای هندوی غارتگری ...

اینها نمونه هایی بود از واژه ها ، مفاهیم و ضرب المثل های ترکی که حکیم نظامی گنجوی شاعر بلند آوازة ایران و آذربایجان در شاهکار جاودانی خود پنج گنج معروف به خمسة نظامی آورده است.11 بی شک استفاده از ترجمة واژه ها ، مفاهیم و ضرب المثل های ترکی در اشعار فارسی به مراتب سخت تر از استفادة این مفاهیم در اشعار ترکی است و نظامی به عنوان یک ترک زبان به خوبی از عهدة این کار برآمده است. در اینکه وی دارای دیوان ترکی نیز باشد ، با توجه به مهارت و تبحر وی در استفاده از واژه های ترکی در اشعار فارسی اش ، نباید تردید داشت. اما چرا وی بیشتر اشعارش را به فارسی سروده است شاید دلیل  عمده اش با توجه به رواج گستردة زبان فارسی در آن دوران ، « پذیرش و رواج آثار نظامی در زمانی اندک در تمامی آسیای نزدیک و میانه »12 باشد ولی با اینحال چنانکه در قبلاً هم اشاره شد « گذشته از کاربرد واژه ها و ترکیبات ترکی، نظامی اصلاً بیانی ترکانه دارد و در تواریخ ادبیات فارسی او را صاحب « نظم ترکانه » دانسته اند و مرحوم شهریار نظامی را بانی « سبک آذربایجانی » شمرده است.» 13اما در مورد آثار ترکی نظامی حرف و حدیث های زیادی مطرح است. از وقتی که مرحوم علی افندی ، نظامی شناس و مترجم شاهنامة فردوسی به ترکی ، در هنگام فهرست نویسی کتاب های خطی ترکی و فارسی کتابخانه خدیویه مصر به سال 1306ق خبر از وجود دیوان نظامی به ترکی داد متأسفانه تا حال تحقیقات علمی از طرف اهالی شعر و ادب ، مخصوصاً سبک شناسان در این مورد صورت نگرفته است.چند سال پیش هم که کپی نسخة مذکور توسط خانم دکتـر فخـر واعظـی به کشورمان رسید  آقای صدیار وظیفه ( ائل اوغلو ) اقدام به چاپ این نسخه کردند. با چاپ این اثر ، باز به دور از هر گونه نقد علمی ، جنگ و جدل ها بر سر صحت و سقم انتساب این اشعار به نظامی گنجوی بالا گرفت. ائل اوغلو در دفاع از اثر منتشره چنین گفت : « کپی نسخه مذکور توسط خانم دکتر فخر واعظی طبق درخواست بنده به دستم رسید. بعد از بازخوانی نسخه فوق آنرا ( نسخه خدیویه   را ) برای اولین بار چاپ کرده ام. در تدوین آن متوجه شدم که اثر مذکور اختلاطی از آثار قلمی نظامی گنجوی و نظامی قارامانی است که هر دو نظامی تخلص کرده اند. یکی از ممدوحان نظامی گنجوی سلطانی است به نام سلطان جهان [ جمال ] که در بیتی با مضمون

   شهریار نوجوان سلطان جمال اول شاه کیم       خسرو عالی علم دیر والی والا همم

آمده است. در عصر نظامی قارامانی شخصی با این نام وجود ندارد و به نظر من این ممدوح همان جمال الدین ایبه اتابکی می باشد. این جانب بعد از تدوین اثر آن را به نظر اساتید صلاحیت داری مانند استاد پروفسور دکتر حسین محمد زاده صدیق ، پروفسور آزاده رستم اوا نظامی شناس معروف ، پروفسور دکتر نظامی خودیف که زبانشناس و ادبیات شناس معروفی در سطح جهان هستند رساندم. نظر این بزرگان نیز بر این است که بخش اول نسخه خدیویه مصر از نظامی گنجوی است و قرائن انکارناپذیری وجود دارد که شاعر آن نظامی گنجوی می باشد.»14

بهر حال با این همه کشمکش های زیاد در مورد آثار ترکی  نظامی گنجوی شاید جواب سئوالی که چرا اینگونه آثار ترکی شاعران ترک زبان دستخوش حوادث ناخوشایند می شود این باشد که قرن های متمادی کسانی که آثار شاعران را حفظ می کردند و دستور استنساخ می دادند ، پیوسته خود را از « نسب بلند » فرض کرده و هواخواه « سخن بلند » بودند. از این روی ، بسیاری از آثار خلاقة شاعران ترکی سرا را از دیوان هایشان بیرون آورده و دور می ریختند و در امحای آنها  می کوشیدند.15

ویژگیهای آثار نظامی گنجوی :

علاوه بر قدرت فوق العاده و احاطه کامل نظامی در استخدام کلمات ترکی و تعابیر متنوع از الفاظ و ترکیبات زیبا و بدیع این زبان که به فارسی ترجمه کرده و در اشعارش به وفور مشاهده می شود « قدرت او در توصیف مجالس عیش و طرب و صحنه های بزم در مثنوی هفت پیکر و بیان احساسات و حالات عاشقانه در مثنوی « شرفنامه » و « اقبالنامه » موجب شده که خمسه نظامی به صورت شاهکاری کم نظیر در صحنه ادبیات فارسی جلوه گر شود. گر چه متأخران به تقلید از او کوشیده اند همانند خمسه نظامی آثاری خلق کنند ، در این راه   نتوانسته اند به پای او برسند و فضیلت تقدم همچنان برای نظامی گنجوی باقی است.

مرحوم دکتر مهدی حمیدی دربارة نظامی می گوید: « اگر ازمیان شعرای فحل و ممتاز ایران از قبیل رودکی ، فرخی ، منوچهری ، مسعود سعد ، انوری و امثال آنها یکی را بردارند دیگران جای او را پر می کنند اما اگر نظامی را بردارند جای او همچنان خالی خواهد ماند. » داستان سرای گنجه در استخدام و استعمال صنایع لفظی و معنوی و آرایه های ادبی مانند جناس ، ایهام ، سئوال و جـواب چیره دست بود. » 16 نظامی با هنر خویش آئینه ای در مقابل دوران خود می گیرد. به عنوان یک شاعر و انسان متعهد در آثارش ، تمام معایب اجتماعی و معنوی جامعة فئودالی را با استناد به گذشتة تاریخ یا از قدرت تخیل بدیعی خود بدون ترس و واهمه به تازیانه می گیرد. وی از عشق اسطوره می سازد. عشق را در آثارش به عنوان قلة تکامل روحی و بالاتر از هر گونه اعتقاد دربارة زندگی ارایه می دهد. در تشریح حالتهای بی مانند قلب ، هنر نظامی دارای موقعیت بیدارگرانه ای است و از این جهت صرفاً با شکسپیرقابل مقایسه است. عشق در سوژه های نظامی در عین حال از اعتقادات فلسفی نیز به شمار می آید. عشق به انسان زندگی جاوید می بخشد ، او را « الهی گونه » می سازد.

نظامی نخستین شاعر ادبیات مشرق زمین است که سیماهای مثبتی از زن آفرید. وی دیدگاه اصل و نسب خود را -آذربایجان قدیم متشکل از قبایل ترک زبان قدیمی در اعصار قبل از پذیرش اسلام را - در رابطه با زن به شعر می کشد. پرتره هایی از قهرمانان که نظامی آذربایجانی ، با هنر نیرومند خود جاودانه می سازد موفقیت تاریخ ادبیات کلاسیک کل مشرق زمین است. افکار اجتماعی – ادبی شرق توسط نظامی از بینش های انسان دوستانة نمایندگان مترقی  بیداری اروپا ، چندین قرن پیشی گرفت ، قله های دست نیافتنی دورة خود را فتح کرد. تنها در قرون 15 و 16 بود که اروپا به صدای شاعر آذربایجانی پاسخ داد. در بعد ادبیات حماسی ، ادبیات حماسی کلاسیک آذربایجان اوج قلة خود را در آفرینش نظامی باز یافت. احساسات و عواطف انسانی در آثار نظامی با غنا و ظرافت خاص بروز می کند.17                                             

یکی از ویژگیهای مهم و برجستة آثار نظامی این است که مثنوی های وی همه با توحید و مناجات باری تعالی آغاز می شود و نعت های حضرت رسول اکرم (ص) و گزارش معراج آن حضرت اول  و آخر کتابهای او را می آراید.

« شاعر حکیم در آغاز همة آثار خویشتن به توحید و مناجات با خدا قلم بر  می دارد از یاد خرد غافل نمی ماند ، در سرآغاز مخزن الاسرار و در توحید       می فرماید : خداوند مهرة یکتای عقل را آفریده است :

        پرورش آموز درون پروران              روز برآرندة روزی خوران

        مهره کش رشتة یکتای عقل              روشنی دیدة بینای عقل

در آغاز لیلی و مجنون می گوید:

       ای نام تو بهترین سرآغاز                   بی نام تو نامه کی کنم باز

« در پاکی اخلاق و عصمت و تقوی نظیر حکیم نظامی را در میان تمام شعرای عالم نمی توان پیدا کرد. در تمام دیوان وی یک لفظ رکیک و یک سخن زشت پیدا نمی شود و یک بیت هجا از اول تا آخر زندگی بر زبان او نگذشته است. » 18   

بی شک وجود این همه ویژگی منحصر بفرد در آثار نظامی وی را در شمار ارکان شعر ایران زمین قرار داده ، محاسن کلام او به قدری است که باید وی را یکی از بزرگترین شعرای تاریخ ادبیات جهان نامید. « قدرت نظامی نه تنها بر اندیشة اجتماعی – ادبی شرق ، بلکه بر ادبیات غرب نیز بطرق مختلف تأثیر گذاشته است. مقایسـة آثار نظامی توسـط محققان با آثار هنری هنرمندان مشهـور اروپا از جملـه دانته ، بوکاچو ، ولتر ، گوته ، شیلر ، قونسی ، هینه.... قابل توجه است. نخستین تلاشهای مهم در جهت شناخت و نشر آثار نظامی در اروپا در اواخر قرن 18 آغاز شده است ، اما ترجمه ، نشر و توفیق علمی این آثار ، چه در غرب و چه در شرق ، از قرن 19 وسعت بسیار گسترده ای یافته است. آثار نظامی بصورت کامل و پراکنده توسط شرقشناسانی چون هومر پور گشتال ، ویلهم باخر ، فردریک پکریت ، ق . ریتر ، فرانس اردومان [و...] بارها و بارها به زبانهای آلمانی ، انگلیسی ، فرانسوی و دیگر زبانهای اروپائی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است [...] در کشورهای مشرق زمین و در مرحلة اول در ایران ، شناخت و نشر آثار نظامی با متد علمی در پنجاه سال اخیر دامنه دار و سیستماتیک بوده است.

فعالیتهای ادیبانی چون وحید دستگردی ، سعید نفیسی ، رضازاده شفق و علی اکبر شهابی دربارة شاعر با حذف بعضی ملاحظات غلط قابل ذکر است [...] انستیتوی شرقشناسی شوروی در سال 1940 ترجمة آثار نظامی را بزبان روسی بپایان رساند. در پی این ترجمه ، سالهای بعد مترجمان بزرگی چون آ. آ. روماسکویچ ، ر. ایوانف ، و. درژاوین ، س. شرونیسکی ، پ. آنتالوکسلی ترجمه های هنرمندانه ای از آثار نظامی به زبان روسی انجام دادند و بارها در نشریات مختلف به چاپ رساندند. در این زمان بود که برای نخستین بار مجموعه آثار نظامی بطور کامل به زبان مادری خودش منتشر شد. شاعران آذربایجان همچون صمد وورغون ، سلیمان رستم ، رسول رضا ، ع. شائق ، مکائیل رضا قلی زاده ، م. راحیم نخستین ترجمة شاعرانة خمسة نظامی را بزبان آذربایجانی در سال1940 به پایان رساندند. » 19 وی اواخـر عمـر از مـردم کنـاره می گـرفت و بیشتـر بـه ریاضت و تـزکیـة نفـس می پرداخت. چنانکه خود در این باره می گوید :

         گل رعنا درون غنچه حزین            همچو من گشته اعتکاف نشین

 حکیم نظامی پس از نزدیک هفت دهه زندگی در شهر گنجه و خلق آثار بسیار بین سالهای 607-506 ق در زادگاهش دیده از جهان فرو بست.20

 

منابع و پي نوشت ها :

 

  1. دانشمندان آذربایجان ، محمد علی تربیت ، به کوشش غلامرضا طباطبائی مجد ، ص546
  2. مقالة «نظامی گنجه ای شاعری پاکدامن و بلند طبع » به قلم یحیی شیدا ، ویژه نامة روزنامه فروغ آزادی بمناسبت بزرگداشت هشتصد و پنجاهمین سال تولد حکیم نظامی گنجوی ، ص115
  3.  ر. ک: خمسة نظامی ، مصحح: سامیه بصیر مژدهی ، ص7
  4. ر.ک : نظامی ، شاعر بزرگ آذربایجان ی.ا.بوتلس ، ترجمة صدیق ، ص25
  5. تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی ، سعید نفیسی ، ص 104  
  6. در بعضی منابع ، مادر نظامی را به اشتباه دختر یکی از سران کُرد ذکر کرده اند که دکتر صدیق در  مقاله ای ، در رد این ادعا می نویسد : « ظاهراٌ نویسنده استناد به این بیت نظامی دارد: «گر مادرم آن رئیسه ی گرد| مادر صفتانه پیش من مرد... » و در اینجا کلمه «گرد » در معنای دلاور را بهغلط «کرد » خوانده است. هنوز هم برای زنها نام هائی نظیر «گرد آفرید » و «گردینه » وجود دارد. این کلمه قرائت فارسی از لفظ « قورد» کلمه ی اصیل ترکی است... در بیت فوق ترکیب اضافی « رئیسه ی گرد » با تعبیر « مادر صفتانه مردن » مراعات نظیر است و همخوانی دارد ولی« رئیسه کرد » در معنای قبیله ای ، ظاهراً بی معناست.» ر. ک : مقالات ایرانشناسی ، دکتر  صدیق ، ص100
  7. ر ک : پیشین ، صص101-100
  8. دیوان نظامی گنجوی ، به اهتمام حسین فیض الهی وحید و حمید احمدزاده ،  ص10
  9. تاریخ ادبیات ایران ، یان ریپکا و ... ، ترجمه کیخسرو کشاورزی ، صص 328- 327
  10. ر.ک : زندگی نامه شاعران نامی ایران ، ناهید فرشادمهر ، ص 110
  11. مقالة « واژه ها ، مفاهیم و امثال ترکی در آثار حکیم نظامی گنجوی » به قلم دکتر جواد هیئت ، وارلیق شمارة 142 ، صص 35- 17
  12. نظامی گنجوی ، محمد رضا کریمی ، ص 19
  13. مقالة « تحقیقی در تبار نظامی گنجوی » ، به قلم دکتر صدیق ، مقالات ایرانشناسی ، ص 260
  14. اشتباه یک محقق ترک و جنجال ترک پژوهان ایرانی ( گفتگو با ائل اوغلو تنظیم کننده دیوان ترکی نظامی گنجوی ) ، روزنامة همبستگی ، تاریخ 23/3/83

...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امیر چهره گشا  |